من

من دنیا را دوست ندارم!

چون آدم های آن دنبال حال خود هستند

چون آدم های آن بد زشت خشن ... هستند

چون آدم های آن حس برای زندگی و رسیدن به عوج ندارند

چون اینجا (این دنیا) نابود شدنی است و سرانجام آن مرگ است که رنج آور است

من بعد مرگ را دوست دارم

روزی که رو سیاهان از رو سفیدان جدا میشوند و هر کس به سر انجام خود میرسد

کاش

کاش میشد با کسی بود که او با هیچ کس جز تو نبود

ولی

افسوس

همه ی عالم جز تو با هزار نفر دیگر نیز هستن